خدایا کجایی؟نکنه فذاموشم کردی ؟شاید دیگر نمیخواهی با من دوست باشی ! به همین زودی ناراحت شدی؟من که همیشه به یادتم .تو توی این سرما کمتر سراغم میای .نکنه دوست جدیدی پیدا کردی ؟ ولی تو که پیش همه دوست هات میرفتی چرا الان پیش من کمتر میایی.؟نمیدونم خودت میدونی من جز تو دوستی ندارم اگه هرچی بی معرفت باشم ولی میدونی که دوست دارم اگه میخواهی منو تو تنهاییم بزاری اشکال نداره. میدونی دلم میخواد مثل قدیم باز با هات در د دل کنم باز هم دلم میخواد توی بارون صدات کنم باز هم میخواهم مثل قدیم شب های جمعه تنها توی کوه داد بزنم و صدا کنم باز هم مثل قدیم برات دف بزنم جون من بی معرفت نباش بیا باشه؟ یادت نره ها ...!
|
+| نوشته شده توسط جبران در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 ساعت 19:21
|