تبليغاتX
عشق وسیله رسیدن به خداست
عشق وسیله رسیدن به خداست
روزی که چشم های تو از مرز دل گذشت

 این دل به دشت جنون رفت و برنگشت

|+| نوشته شده توسط جبران در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 ساعت 1:47 |

       

|+| نوشته شده توسط جبران در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 ساعت 1:29 |

                   قومی متفکرند در مذهب و دین

                   قومی به گمان فتاد در راه یقین

                   می ترسم  از آن که بانگ آید روزی

                   که ای بی خبران  راه نه آن است و نه این

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط جبران در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 0:25 |

یار

اگر یار مرا دیدی به خلوت    بگو ای بی وفا ای بی مروت

گریبانم زدستت چاک چاکه    نخواهم دوخت تا روز قیامت

 

 

|+| نوشته شده توسط جبران در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 ساعت 0:16 |

شب و با یاد تو فردا می کنم        تو دلت یه جای پیدا میکنم

میزم به سیم اخر غمت              خودمو اینجوری رسوا میکنم

|+| نوشته شده توسط جبران در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:26 |

سخنان قصار رسول اکرم

اولین چیزی که از این امت برداشته می شود حیا و امانت است

 

                                             

|+| نوشته شده توسط جبران در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 ساعت 18:15 |

شما قلب تان را پاک نمی کنید که بسوی خدا بروید شما به سوی خدا می روید که قلب تان پاک شود

|+| نوشته شده توسط جبران در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 ساعت 15:16 |

سخنان وین دایر

این هم سخنان وین دایر انشاالله برگزیده کتابش رو بتونم بزارم تا شما بتونید بهترین استفاده رو ببرین.

 

کسانی را که دشمنان خود می دانید مورد توجه قرار دهید. با همان منطقی که شما آنها را دشمن خود می پندارید آنها هم ممکن است شما را دشمن خویش بدانند و این یک دستور و درس روحانی است.اگر نسبت به معشوقتان عصبانی هستید, ذهن خود را بر صفتی از معشوق که دوست داشتنی است و از صمیم قلب می پسندید معطوف کنید و بگذارید او همان کسی باشد که شما دوست دارید.راهی به سوی خوشبختی وجود ندارد؛ خوشبختی خود راه است. راهی که از درون شما آغاز می شود و به کمک توانایی و قابلیت شما در جهان برون تجلی می یابد.در جهان چیزی به نام آغاز و پایان وجود ندارد. زندگی امروز خود را به شیوه ای بگذرانید که گویی همه چیز در همین یک روز است.دست از دشمنی ها و کینه ها بردارید و در حالی که ناسازگاریهای خود را نگه داشته اید دائماً دیگران را مقصر ندانید. رها کنید.اگر دو عبارت:
« خسته ام» و « حالم خوب نیست» را از زندگی خود پاک کنید, نیمی از بی حالی و بیماری خود را درمان کرده اید.هیچ خیانتکاری مانند رسم و عادت نیست, که اگر با فرمانهای آن مخالفت نشود هیچ آزادی وجود نخواهد داشت.مشکلات و موانع جز فرصتها هستند.

 

 

|+| نوشته شده توسط جبران در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:44 |

وصیت نامه کوروش بزرگ

فرزندان کوروش بخونید و عمل کنید.....

 

اینک که من از دنیا می روم، بیست و پنج کشور جز امپراتوری ایران است و در تمامی این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان درآن کشورها دارای احترام هستند و مردم آن کشورها نیز در ایران دارای احترامند، جانشین من خشایارشا باید مثل من در حفظ این کشورها کوشا باشد و راه نگهداری این کشورها این است که در امور داخلی آن ها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد.
اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو می باشد، زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست. البته به خاطر داشته باش تو باید به این حزانه بیفزایی نه این که از آن بکاهی، من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند، اما در اولین فرصت آن چه برداشتی به خزانه بر گردان .
مادرت آتوسا ( دختر کورش کبیر ) بر گردن من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .
ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن به وجود نمی آید و غله در این انبارها چندین سال می ماند بدون این که فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا این که همواره آذوغه دو یاسه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از این که غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خوار و بار استفاده کن و غله جدید را بعد از این که بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولودویاسه سال پیاپی خشک سالی شود .
هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگمار و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافیست، چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نا مشروع نمایند نخواهی توانست آنها را مجازات کنی چون با تو دوست اند و تو ناچاری رعایت دوستی نمایی.
کانالی که من می حواستم بین رود نیل و دریای سرخ به وجود آورم ( کانال سوئز ) به اتمام نرسید و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد، تو باید آن کانال را به اتمام رسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آن قدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .
اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا این که در این قلمرو ، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی، با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .
توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوی آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال دیوان را بر مردم مسلط مکن و برای این که عمال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات را وضع کردم که تماس عمال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ نمایی عمال حکومت زیاد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضی نگاه دار و با آنها بدرفتاری نکن، اگر با آنها بد رفتاری نمایی آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل کنند ، اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آن ها این طور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا این که وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .
امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا این که فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود تو با اطمینان بیشتری حکومت خواهی کرد .
همواره حامی کیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کسی باید آزاد باشد تا از هر کیشی که میل دارد پیروی کند .
بعد از این که من زندگی را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کردم بر من بپیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مکن تا هر زمانی که می توانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی من را آنجا ببینی و بفهمی که من پدرت پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج کشور سلطنت می کردم مردم و تو نیز خواهید مرد زیرا که سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد ، خواه یک خارکن و هیچ کس در این جهان باقی نخواهد ماند، اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری وارد قبر من بشوی و تابوت مرا ببینی، غرور و خودخواهی بر تو غلبه نخواهد کرد، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی، بگو قبر مرا مسدود کنند و وصیت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا این که بتواند تابوت حاوی جسدت را ببیند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعی و هم قاضی نشو، اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بی طرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر کند، زیرا کسی که مدعیست اگر قضاوت کند ظلم خواهد کرد.
هرگز از آباد کردن دست برندار زیرا که اگر از آبادکردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت، زیرا قائده اینست که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود، در آباد کردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازی را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستی را فراموش مکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولی عفو باید فقط موقعی باشد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .
بیش از این چیزی نمی گویم، این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو اینجا حاضراند کردم تا این که بدانند قبل از مرگ من این توصیه ها را کرده ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس می کنم مرگم نزدیک شده است.

 

 

|+| نوشته شده توسط جبران در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:39 |

فرزندان کوروش کبیر بزرگان دنیا
سلام دوستان این هم اسامی فرزندان کوروش که بهشون میگن تروریست!!!

 

پرفسور بیژن داوری : معاون ارشد شرکت مشهور IBM

حسین اسلامبلچی : رئیس شرکت مخابرات امریکا IT & t

فرزاد ناظم : مدیر فنی سایت جهانی یاهو                                                  

امید کردستانی : معاون ارشد گوگل و از بنیانگذاران موتور جستجوگر گوگل

پییر امیدیار : موئسس و رئیس شرکت EB از بنیانگذران تجارت الکترونیک جهان

پرفسور لطفی زاده  : استاد دانشگاه آمریکا پدر منطق فازی کامپیوتر هوشمند بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

محمد شعبانی  : رئیس شرکت اطلاعات سیسکو در سن هفده سالگی

فرهنگ فلاح : فوق لیسانس فیزیک در سن سیزده سالگی

ایمان ضیابری : مسلط به چهار زبان مهم دنیا جوانترین خبرنگار فارسی در جهان

رضا کهلولی : برترین مخترع جهان در سال 2005 در سن هقده سالگی

علیرضا خسروی : هفده ساله کاشف پمپ قلب مصنوعی

دکتر نادر نجفی :  مخترع سنجشگر فشار خون به اندازه دانه برنج

دکتر نصرت الله نزاکت گو : پیوند کبد از زنده به زنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه

پرفسور مجید سمیعی : رئیس جراحان مغز جهان در آلمان

محمد رضا شجریان : دارنده مدال پیکاسو از سازمان یونسکو

پرفسور محمد جمشیدی : مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا

دکتر فیروز نادری : مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا

فریار شیرزاد : معاون وزرات بازرگانی امریکا- دستیار ریاست جمهوری امریکا

پرفسور علی جوان : بنیانگذار لیزر گاز- دارنده مدال استوارت- جان هرتز فردریک آیوز

حمید عظیمی : عضو ارشد شرکت اینتل در امریکا

بهرام مهذبی : مدیر شرکت مایکروسافت در سال 2000 دبی

قاسم اسرار : عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا

بیژن پاک زاد : یکی از بزرگترین سازندگان عطر و طراحی لباس در جهان

نادر مدانلو : رئیس نخستین شرکت خصوصی پرتاب ماهواره در امریکا

خانم صبا ولد خانی : برنده جایزه جوانترین کاشف جهان

فرح کریمی : عضو پارلمان هلند

خانم کریستین امانپور : ریاست یکی از بخشهای بزرگ خبرگزاری س ان ان

خانم مریم کامکار : مدیر موئسسه نرم افزاری سوئد

خانم انوشه انصاری : رئیس موئسسه تکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کرده است

خانم کتیا فلک شاهی  : مدیر شرکت مشهورNEA

خانم آزاده تبارزاده : دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

خانم آزیتا ولی نیا : استاد فیزیک دانشگاه امریکا عضو پژوهشگران ناسا

خانم ماریا خرسند : رئیس شرکت اریکسون

توکا نیستانی : انیمشین ساز کارتونهای بین المللی

 

|+| نوشته شده توسط جبران در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 2:23 |

راه های رسیدن به عشق

سلام بر دوستان گرامی عزیزان می خواهم  برای ۳۰ روز ماه ۳۰ جمله اثر گذار قرار دهم امیدوارم واقعا بتونه بهتون کمک کنه.

 

۱-یاد خدا ارامش یخش قلبهاست.

۲-سکوت کن تا فرصت فکر کردن پیدا کنی.

۳-همواره در حال یاد گیری باش.

۴- به دنبال دوستان در یا دل باش .

۵-  فراموش نکن که روز های بد برای همه هست.

۶-به جایی که احتمال گناه می رود نرو.

۷-در زندگی فراموش نکن پندار نیک،گفتار نیک،کردار  نیک

۸-با بدان نیکی کن.

۹-خود بینی عقل را تباه می کند .

۱۰-در سکوت قدرت عظیمی نهفته است.

۱۱-راستگو باش.

۱۲-تمام اجزای جهان بر پایه عشق بنا شده است.

۱۳-نشانه عقل انسان گفتار اوست.

۱۴-همنشینی با سعادتمند  موجب ترقی است.

۱۵-شادی از خرد عقل است.

۱۶- در هر رابطه ای  تغییر را از خودت شروع کن.

۱۷-مطمئن باش که تو همیشه بی نظیری.

۱۸-عشق معجزه می کند.

۱۹-صادق باش.

۲۰-به زبانت اجازه نده قبل از اندیشه ات به کار افتد.

۲۱-سعادت ،پیروی کامل از حقیقت است.

۲۲-گنجینه دانش را به هر قیمتی بخرید ارزان است.

۲۳-ارجمند ترین مردم کسانی هستند که ادب دارند.

۲۴-عشق وسیله رسیدن به خداست.

۲۵-کار فردا رو امروز برنامه ریزی کن.

۲۶-بشر مو جودی است که با ید بر خود غلبه کند.

۲۷-کلید موفقیت در نگه داشتن حد واندازه برای هرچیزی است.

۲۸-هر عمل بزرگ از فکر بزرگ سرچشمه می گیرید.

۲۹-چیزی که جبران پذیر نیست ،خشم است.

۳۰-متانت ریشه در امیداست و امید کلید کامیابی

 

 

|+| نوشته شده توسط جبران در جمعه هفتم اردیبهشت 1386 ساعت 1:58 |

زندگی نامه سهراب سپهری

سهراب سپهری شاعر و نقاش معاصر ایران در 15 مهر  ماه 1307 در کاشان پا به عرصه حیات گذشت و در 13 اردیبهشت 1359 در تهران درگذشت.
وی پس از طی تحصیلات شش ساله ابتدایی در دبستان خیام کاشان (۱۳۱۹) و متوسطه در دبیرستان پهلوی کاشان (خرداد ۱۳۲۲) و به پایان رساندن دوره ی دو ساله ی دانشسرای مقدماتی پسران (خرداد ۱۳۲۴)، در آذر ۱۳۲۵ به استخدام اداره ی فرهنگ کاشان در آمد. در شهریور ۱۳۲۷ در امتحانات ششم ادبی شرکت نمود و دیپلم دوره ی دبیرستان خود را دریافت نمود. سپس به تهران آمد و در دانشکده ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و هم زمان به استخدام شرکت نفت در تهران در آمد که پس از هشت ماه کار استعفا کرد. سپهری در سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه ی شعر نیمایی خود را به نام «مرگ رنگ» انتشار داد. در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه ی اول علمی نیز نایل آمد. در همین سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران شرکت نمود و نیز دومین مجموعه ی اشعار خود را با عنوان «زندگی خواب ها» منتشر کرد.
آنگاه به تأسیس کارگاه نقاشی همت گماشت. در آذر ۱۳۳۳ در اداره ی کل هنرهای زیبا (فرهنگ و هنر) در قسمت موزه ها شروع به کار کرد و در ضمن در هنرستان های هنرهای زیبا نیز به تدریس می پرداخت. در مهر ۱۳۳۴ ترجمه ی اشعار ژاپنی از وی در مجله ی «سخن» به چاپ رسید. در مرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی سفر کرد و به پاریس و لندن رفت. ضمناً در مدرسه ی هنرهای زیبای پاریس در رشته ی لیتوگرافی نام نویسی نمود. وی همچنین کارهای هنری خود را در نمایشگاه ها به معرض نمایش گذاشت. حضور در نمایشگاه های نقاشی همچنان تا پایان عمر وی ادامه داشت. وی سفرهای دیگری به کشورهای جهان نمود.
شعر سهراب
شعر سهراب سپهری رنگارنگ است و خواننده را به افقهای تازه می کشاند. آثار وی پُر است از صور خیال و تعبیرات بدیع، که با وجودِ زیبایی ظاهری و تصویرهای بدیع و رنگارنگ، در مجموع از جریان های زمان به دور است. در اشعار او نقد و پیام اجتماعی کم رنگ است، و در آن پراکندگی و ناهماهنگی تصاویر به چشم می خورد. اما سهراب در اشعارش به طور کلی و در بعدی وسیع نگران انسان و سرنوشت اوست. سپهری روح شاعرانه و لطیفی داشت که برای هر چیز معنی و مفهومی خاص قائل بود. تخیل وی در همه ی اشیاء باریک می شد و از آنها تصاویری زنده و حساس می ساخت، بدین علت است که اندیشه ها و تجربه های فکری و عاطفی او به حالتی دلپذیر درآمده است. سهراب سپهری دارای سبک ویژه ای است که می توان او را بنیانگذار این شیوه دانست. در واقع می توان گفت قابل توجه ترین اتفاق در عرصه ی شعر نو در سال 1332، چرخش سهراب سپهری از زبان نیمایی به زبان هوشنگ ایرانی است. اهمیت این اتفاق از آن جهت بود که در آن سالها، متأثرین از نیما فراوان بودند، ولی کسی به زبان هوشنگ ایرانی و زیبایی شناسی او وقوف نداشت.
سپهری، تنها شاعر متأثر از درک هوشنگ ایرانی بود که زبان او را تا حد چشمگیری تکامل بخشید و اگر این نبود یکی از ظریفترین و پر ظرفیت ترین دستاوردهای شعر نو، نیمه کاره و ناقص می ماند. شعر سپهری دارای تصویرهای شاعرانه و مضامین و مفاهیم عرفانی و فلسفی و غنائی است. سهراب شاعری بود، غوطه ور در دنیای شعر و هنر خویش که به همه چیز رنگ شعر می داد. همه ی اشیاء برای او معنویت داشتند، در ژرفای هر چیز مادی فرو می رفت و به آن حیات معنوی می بخشد. گویی برای او تمام ذرات عالم دارای روح و عاطفه و احساس بودند. زبان سپهری نیز زبانی لطیف و ویژه ی خود اوست. شعرش دارای تصاویر تازه ولی مبهم است و از این رو ساده و روشن نیست. خیالات ظریف و تصویرهای زیبا سراسر اشعار وی را در برگرفته است. او البته همواره در راه تکامل خویش پیش رفته است و این نکته را از خلال شعرهای «هشت کتاب» او می توان دریافت. در کل، سهراب سپهری در شعر با زبان ساده، انسانها را به نگریستن دقیق در طبیعت و نزدیک شدن و یکی شدن با آن دعوت می کند. او محیط خود و عصری را که در آن می زیست نمی پسندید و در جستجوی عالمی والاتر و برتر بود.
|+| نوشته شده توسط جبران در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 ساعت 20:26 |

JavaScript Codes

JavaScript Codes





Powered by WebGozar

>